Animated Glow محض خنده! - من و تو
X
تبلیغات
رایتل
 
من و تو
وبلاگی صمیمی با مطالب متنوع
چهارشنبه 28 خرداد 1393 :: 23:52 ::  vahidabedi1371@yahoo.com نویسنده : وحید عابدی

پارسال بهار دسته جمعی رفته بودیم زیارت!!

.

بابام یه ساعته خیره شده به من!بهش میگم: چیه؟ چرا اینجوری نیگام میکنی؟؟میگه: حضرتِ عباسی قیافۀ خودته یا داری مسخره بازی در میاری؟:|

.

طرف استاتوس زده دلم گرفته:پسره کامنت گذاشته: “۴۳*۸۵۴*۰۲۱”تخلیه چاه اکبر و شُرکاء

.

تو یه پاساژ راه میرفتم که یهو خوردم به یه نفر و اون افتاد زمین سریع رفتم بلندش کنم و گفتم واقعا عذرخواهی میکنم وقتی دستشو گرفتم دیدم طرف از این مجسهای مانکنی هست که جلوی مغازه میذارن :|اطرافمو که نگاه کردم دیدم یه یارو داره بهم نگاه میکنه و یه لبخند تمسخر هم رو لباشه.بهش گفتم خنده داره من فکر کردم آدمه.یارو چیزی نگفت خوب که دقت کردم دیدم همونم یه مانکن دیگه است :|کلا دیگه سرمو انداختم پایین زدم به چاک!

.

استادهای دانشگاه رو بردن تو هواپیماز بلندگو اعلام کردن که"این هواپیما ساخت دانشجوهای شما هست..!همه اساتید فرار کردن!جز یه استادپرسیدن :چرا نشستی؟استاد گفت:اگه این هواپیما ساخت دانشجوهای منه روشن هم نمیشه چه برسه به پرواز!!

لطفا به ادامه مطلب توجه فرمایید...

.

از پدران و مادران عزیز خواهشمندیم به ما نگید تنبل !ما در حالت صرفه جویی در مصرف انرژی هستیم :((

.

چند وقت پیش شماره مخاطب خاصمو دادم به دوستم که امتحانش کنه !
ایشالله هفته بعد عروسیشونه ؛ به پای هم پیر شن …

.

دختر : نمی دونم چرا اینقدر سردمه!پسر: خوب پا شو کتت رو بپوش.دختر : با کت گرم نمیشم!پسر : برو جلوی بخاری...دختر : آخه خیلی سرده اونجا هم گرم نمیشم....پسر : برو یک پتو بیار جلوی بخاری بنداز رو خودت دختر : خونه پدرم که بودم وقتی سردم می شد مامانم منو بغل می کرد تا گرم میشدم پسر : همین مونده بود تا آخر زمستان مادرتو بیاریم خونمون !چقده ما پسرا ساده ایم ای خداااااااااااااااااااااااااا

.

خونمون مهمون اومد وقتی درو باز کردم دخترشون قدش حدودای یک و نود بود

وقتی کفششو دراورد یک  و هفتاد و پنج شد .اومد تو خونه گل سرشو برداشت

شد یک و پنجاه

نگرانم کم کم محو بشه

.

به یکی از آشنا ها میگم بچه هات به سن تکلیف رسیدن؟!

میگه : آره الحمدالله… هم سیگار میکشن

هم فحش مادر میدن !

.

پسورد وایرلسمو دو روزه عوض کردم کلا محبوبیتمو تو همسایه ها از دست دادم! یکی یکی سرد و سردتر می شن. نگرانم دسته جمعی یه حرکتی بزنن.
امروز یکیشون بلند به اون یکی می گفت نامرد نذاشت فیلممو کامل دانلود کنم!

.

شماره شناسنامه بابام 210
من بچه که بودم فک میکردم بابام دویستو دهمین آدمیه که تو جهان به دنیا اومده :
تازه اینکه چیزی نیست ،
مال عموم یکه! اون بدبختو که دیگه فک میکردم حضرت آدمه

.

اقا من یه کشف بزرگی کردم :
حرف R همون حرف P هست فقط خسته بوده پاهاشو باز کرده !
حرف Z همون حرف N هست فقط خوابیده !
حرف @ هم همون a هست فقط مقنعه سرش کرده !
وااااااااااااای چقدر باهوشم ^_^

.

یکی از بزرگترین دردسرای پسرا اینه که

یکی از مخاطبین خاصش ته ریش دوست داشته باشه و اون یکی ۳تیغه :|

اصن نابود میکنه آدمو …

.

بعضیا خودشون کل منظومه شمسی رو رصد کردن ،

اونوقت دنبال دختر آفتاب مهتاب ندیده میگردن

.

مورد داشتیم پسره واسه دختره رگشو زده بعد تو بیمارستان عاشق یه پرستار شده :|

.

هیچوقت یادم نمیره یه بار معلممون یکی رو گرفت مثل الاغ زد و از کلاس انداخت بیرون ! بعدش که پشیمون شد گفت آخه بچه ها شما چرا منو اذیت میکنید که مجبور شم بزنمتون ؟ شما مثل بچه های خودم میمونید ؛ حالا برید اون دوستتون رو که زدمش صدا کنید بیاد تو . . . ، پسره اومد تو ، معلمه بهش گفت چرا آخه اذیت میکنی؟ چرا کاری میکنی که مجبور شم بزنمت ؟ چرا آخه ؟ ها ؟ چرا آخه ؟ یهو دوباره شروع کرد پسره رو زد ، پسره سری دوم از سری اول بیشتر کتک خورد . . .

.

“منفجر شی جوون”دعای خیر یه پیرمرد پاکستانی برای یک جوون !

.

ازالان متنفرم ازاون گزارشگری که بخواد بعد بازی ایران آرژانتین بگه درسته که باختیم ولی هیچی از ارزشهای تیم ما کم نشد

.

توی اول دبیرستان دوست احمقم ترک تحصیل کرد

ولی ما به سلامتی دانشجو شدیم…

خدارو شکر الان ایشان ماشین هیوندا جنسیس داره

بنده هم  یک دستگاه ماشین حساب دارم

.

خخخخ : خیلی خیلی خنده

ماخ: مردم ازخنده

تاخ: ترکیدم ازخنده

سشاخ: سرویس شدم ازخنده

بشاخ: بـیهوش شدم ازخنده

پشاخ: پخش شدم ازخنده

پشکاخ: پهن شدم کف اتاق ازخنده

 
 
 

ابزار وبلاگ

ابزار هدایت به بالای صفحه